خیلی از روندهای طراحی رابط کاربری (UI) با هدف جلب توجه و نمایش نوآوری ایجاد میشوند، ولی این اهداف بعضی وقتها با نیازهای اپلیکیشنهای سلامت روان تضاد پیدا میکنند. این اپلیکیشنها باید به کاربران کمک کنند تا فشارهای شناختی را کاهش دهند، اعتماد را تقویت کنند و حس آرامش و پناه را فراهم کنند. کات هومان یک چارچوب ارزیابی را معرفی میکند که به طراحان کمک میکند تا بفهمند آیا الگوهای视觉 و تعاملات مد روز به اهداف منحصربهفرد تجارب سلامت روانی کمک میکنند یا در تضاد با آن هستند.
آیا این به این معناست که باید از تمام روندهای مد روز فاصله بگیریم؟ نه! اما لازم است طراحان بفهمند که در دنیای سلامت روان، بعضی از عناصر نه تنها مفید نیستند، بلکه میتوانند مضر نیز باشند. بنابرین، باید بهدقت با این رابطه بین نوآوری و الزامات سلامت روان برخورد شود.
با توجه به این موضوع، پیشبینی میشود که طراحان در آینده دیدگاههای عمیقتری نسبت به تاثیرات طراحی بر سلامت روان کاربران پیدا کنند. تمرکز بر روی نیازهای واقعی کاربران و استفاده از دادههای تحقیقاتی در این زمینه، میتواند راهی باشد برای خلق اپلیکیشنهای کارآمدتر و مؤثرتر. بهعلاوه، انتظار میرود که رویکردهای مدرن در طراحی رابط کاربری، با در نظر گرفتن اصول سلامت روانی، روز به روز محبوبتر شوند.