ما به نوعی «تونل دید گفتوگو» گرفتار شدهایم؛ هر قابلیت جدید هوش مصنوعی را بیگدار درون یک رابط چتمحور میچپانیم، فقط به این دلیل که مدلهای زبانی بزرگ (LLM) روی دادههای گفتوگو آموزش دیدهاند.
اما یک تجربه کاربری (UX) واقعاً عالی یعنی تطبیق دادن روش تعامل با زمینه، قصد و بار شناختی کاربر؛ به طوری که رابط با کاربر سازگار شود، نه اینکه کاربر مجبور باشد خودش را با رابط وفق دهد.
به زبان سادهتر: کاربر باید تعیین کند که ابزار چه بگوید و چگونه عمل کند، نه اینکه مجبور باشد با هر نرمافزاری چت کند. آیندهی محصولات هوش مصنوعی در دست رابطهای چندحالتی است که در هر لحظه خود را با نیاز کاربر تطبیق میدهند.
به نقل از کدیراناین نقد تند و بهجا، نقطهعطفی را در مسیر توسعهی محصولات هوش مصنوعی نشان میدهد. در دو سال گذشته، تقریباً هر استارتاپ و غول فناوری، همهچیز را به یک چتبات تبدیل کرده است؛ از جستجو گرفته تا خرید و تحلیل داده. اما واقعیت این است که کاربران همیشه نمیخواهند چت کنند.
وقتی کاربری میخواهد پروازی رزرو کند، به فرمی ساختاریافته نیاز دارد، نه مکالمهای طولانی. وقتی در حال رانندگی است، ورودی صوتی بهترین گزینه است و وقتی میخواهد روند قیمت بیتکوین را بررسی کند، یک نمودار تعاملی بیش از هر چیز دیگری به دردش میخورد. همین اصل تطبیق روش تعامل با زمینه و قصد کاربر، کلیدوفاکتوری است که محصولات موفق را از دستوپازدنیها جدا میکند.
پیشبینی ما این است که در سالهای آینده شاهد گذار از «چتباتهای همهکاره» به «رابطهای زمینهمحور و چندحالتی» خواهیم بود؛ رابطهایی که خود را با نیاز کاربر در همان لحظه وفق میدهند. این موضوع برای بازار ارزهای دیجیتال هم اهمیت ویژهای پیدا میکند، چون معاملهگران به سرعت و دقت نیاز دارند و چت کردن برایشان یک مانع است، نه یک ویژگی. تیمهایی که این نکته را زودتر درک کنند، برندهی بازار خواهند شد.