بسیاری از ترندهای مدرن رابط کاربری (UI) با یک هدف اصلی طراحی میشوند: جلب توجه کاربر و نمایش نوآوری. اما همین اهداف ساده، اغلب با نیازهای واقعی اپلیکیشنهای سلامت روان در تضاد قرار میگیرند. در حالی که یک سایت تجاری ممکن است از انیمیشنهای جنجالی و رنگهای جیغ استقبال کند، کاربر اپلیکیشن درمانی به چیزی کاملاً متفاوت نیاز دارد: کاهش بار شناختی، ایجاد اعتماد و احساس امنیت.
تصور کنید کاربری در لحظه اضطراب شدید وارد اپلیکیشن میشود. در این شرایط، هر المان اضافه، هر حرکت ناگهانی و هر رنگ نامتناسب میتواند تجربه او را خراب کند. همانطور که کت هومن (Kat Homan)، طراح و پژوهشگر حوزه سلامت روان، توضیح میدهد، وظیفه طراح در اینجا شبیه به یک معمار فضای آرامبخش است، نه یک مغازهدار که میخواهد توجه رهگذران را جلب کند.
کت هومن در مقاله اخیر خود یک «چارچوب ارزیابی» معرفی میکند که به طراحان کمک میکند پیش از پیروی از آخرین ترندهای بصری و تعاملی، از خود بپرسند: آیا این الگو از اهداف منحصربهفرد تجربه سلامت روان پشتیبانی میکند یا آن را تضعیف میکند؟ این چارچوب شامل معیارهایی برای سنجش میزان تنش بصری، وضوح اطلاعات و احساس اعتماد است.
در نهایت، این موضوع یک درس بزرگ برای کل صنعت طراحی دارد: زیبایی بصری بدون در نظر گرفتن زمینه و وضعیت کاربر، میتواند به جای کمک، آسیبرسان باشد. اپلیکیشنهای سلامت روان باید مانند یک پناهگاه عمل کنند، نه یک شهربازی پر سر و صدا.
به نقل از کدیران
این موضوع به نکتهای اشاره دارد که در صنعت پرشتاب فناوری اغلب نادیده گرفته میشود: طراحی خوب، لزوماً طراحی همگانی نیست. در سالهای اخیر شاهد رواج ترندهایی همچون حالت تاریک، انیمیشنهای پیچیده، تصویرسازیهای رنگارنگ، تایپوگرافیهای نامتعارف و میکرواینترکشنهای پرزرقوبرق بودیم. این الگوها برای اپلیکیشنهای ورزشی، مالی، بازی یا سرگرمی عالی کار میکنند، زیرا هدفشان تحریک، درگیری هیجانی و افزایش زمان حضور کاربر است. در این محصولات، «توجه» خود یک دارایی ارزشمند است.
اما اپلیکیشنهای سلامت روان با منطقی کاملاً متفاوت کار میکنند. کاربر این اپها اغلب در وضعیت ضعف، اضطراب، غم یا افسردگی قرار دارد؛ بنابراین هر عنصر بصری باید در خدمت کاهش تنش و ایجاد احساس امنیت باشد. یک انیمیشن ناگهانی، یک رنگ تند یا یک چیدمان شلوغ میتواند بار شناختی کاربری را که از پیش خسته است، چند برابر کند. چارچوب پیشنهادی کت هومن نشاندهنده بلوغ این حوزه است: طراحان دیگر نمیتوانند صرفاً از پلتفرمهای الهام بصری الگوبرداری کنند و ترندهای محبوب را کپی کنند. آنها باید از خود بپرسند: «آیا این الگو به کاربر من کمک میکند یا او را بیشتر مضطرب میکند؟»
به نقل از کدیران، پیشبینی میکنیم این رویکرد در آینده نزدیک به استانداردی برای طراحی محصولات سلامت تبدیل شود. نهادهای نظارتی، سرمایهگذاران تأثیرگذار و حتی شرکتهای بیمه احتمالاً بر شفافیت، سادگی و قابلاعتماد بودن رابط کاربری تأکید بیشتری خواهند کرد. همچنین انتظار داریم شاهد ظهور ابزارهای تست تخصصی و معیارهای کیفی جدیدی باشیم که رابط کاربری را از منظر «بار شناختی» و «تنش بصری» ارزیابی میکنند. برای تیمهای استارتاپی ایرانی فعال در حوزه سلامت روان، پیام روشن است: سادگی و آرامش، بهانه نیست؛ بلکه یک مزیت رقابتی واقعی، قابل دفاع و قابل اندازهگیری است. در دنیایی که همه برای جلب توجه رقابت میکنند، گاهی بزرگترین نوآوری، کاستن از سر و صداست.