موفقیت در تجربه کاربری (UX) مدرن، دیگر فقط به حجم محتوای شما ربطی ندارد. اصل ماجرا این است: محتوای شما چقدر پیدا کردنی است؟ با این حال، یک تناقض بزرگ وجود دارد؛ با وجود دادههای بیشتر و ابزارهای بهتر، سیستم جستجوی داخلی خیلی از سایتها و پلتفرمها هنوز هم ناموفق است. اینجاست که کاربران ناامید، مستقیماً سراغ موتورهای جستجوی جهانی مثل گوگل میروند تا یک صفحه ساده را در یک سایت خاص پیدا کنند. انگار که سفر به فروشگاه محله باشد، اما برای پیدا کردن یک قوطی لوبیا، اول به یک نقشه جهانی نیاز داشته باشید!
سوال اصلی اینجاست: چرا این "غولهای جعبهای" بازار (مثل گوگل و پلتفرمهای متمرکز بزرگ) همیشه برنده میشوند؟ جواب در تمرکز، بودجه و پیچیدگی الگوریتمهای هوشمند آنهاست. اما راه حل چیست؟ برای بازگرداندن کاربران، باید سیستمهای جستجوی داخلی را از حالت ابتدایی خارج کنیم. هوشمندسازی، استفاده از پیشنهادات مرتبط، و درک دقیق هدف کاربر (نه فقط کلمه کلیدی) کلید حل این معمای قدیمی هستند.
از نگاه کریپتویی، این اتفاق دقیقاً شبیه به تسلط صرافیهای متمرکز بزرگ (CEX) بر بازار است. بسیاری از پروژههای دکس (صرافی غیرمتمرکز) با وجود امکانات فنی قوی، به خاطر UX ضعیف و پیچیده، کاربران را به سمت پلتفرمهای کاربرپسندتر و «پیدا کردنیتر» میرانند. پیشبینی من این است که پروژههای بلاکچینی که روی بهبود تجربه کاربری و مکانیزمهای جستجوی درونپروتکلی سرمایهگذاری کنند، در بلندمدت شانس بیشتری برای حفظ کاربر و جذب سرمایههای خُرد دارند. این رویکرد میتواند برای توکنهای مرتبط با حوزه جستجوی غیرمتمرکز و ذخیرهسازی دادهها، سیگنال صعودی محسوب شود. در نهایت، کاربران به دنبال راهحلی هستند که کار را آسان کند، چه در دنیای وب۳ و چه وب۲.