شرکتهای بزرگ فناوری اینطور به نظر میرسند که گویی همه منتظر جدیدترین قابلیتهای هوش مصنوعی هستند و هرچه بیشتر، بهتر! آنها باور دارند مشتریهایشان تشنهٔ تجربههای مبتنی بر هوش مصنوعیاند و به همین دلیل محصولاتشان را یکی پس از دیگری با این ویژگیها پر میکنند.
اما حقیقت روی زمین کمی متفاوت است: بیشتر مردم تمایلی به ورود هرچه بیشتر هوش مصنوعی به زندگی روزمرهٔ خود ندارند؛ حداقل نه به آن شکلی که مدیران و رهبران صنعت هوش مصنوعی تصور میکنند. کاربران معمولاً به دنبال ابزارهایی ساده، قابل اعتماد و واقعاً کاربردی هستند، نه مجموعهای از ویژگیهای پیچیده که زندگیشان را داغانتر از قبل میکنند.
گفتنی است این گزارش با همکاری «Design Patterns For AI Interfaces» ارائه شده است؛ مجموعهای از دورههای ویدیویی دوستانه دربارهٔ تجربهٔ کاربری (UX) و الگوهای طراحی که توسط «ویتالی» (Vitaly) تدریس میشوند.
به نقل از کدیران : این خبر شاید در نگاه نخست برای فعالان بازار ارزهای دیجیتال و صنعت فناوری عجیب به نظر برسد، اما پیامی بسیار مهم برای تمام کسبوکارها، از پروژههای کریپتویی تا استارتاپهای نرمافزاری دارد. در سالهای اخیر، هوش مصنوعی به پرمصرفترین کلیدواژهٔ دنیای فناوری تبدیل شده و شرکتها تنها برای جا نماندن از رقبای خود، یکی پس از دیگری قابلیتهای هوش مصنوعی را به محصولاتشان میچسبانند. اما واکنش کاربران نشان میدهد که مصرفکنندگان معمولی درد و نیاز کاملاً متفاوتی دارند.
در بازار ارزهای دیجیتال نیز همین روند به وضوح دیده میشود. پروژههای بیشماری با ادعای بهکارگیری هوش مصنوعی و داستانهای هیجانانگیز راهاندازی میشوند، در حالی که کاربران واقعی این اکوسیستم بیشتر به امنیت داراییها، سرعت تراکنشها، کارمزدهای معقول و یک تجربهٔ کاربری روان و بینقص اهمیت میدهند. تمرکز بیش از حد بر هوش مصنوعی میتواند باعث شود نیازهای اصلی کاربران نادیده گرفته شوند و اعتماد آنها به مرور از دست برود. حتی ممکن است در ماههای آینده شاهد اصلاح قیمت توکنهای مرتبط با هوش مصنوعی باشیم؛ توکنهایی که ارزششان بیشتر بر پایهٔ هیجان روایتهای آیندهنگرانه شکل گرفته تا کاربرد واقعی.
پیشبینی میشود رویکرد شرکتها بهتدریج تغییر کند؛ از افزودن مکانیکی هوش مصنوعی به هر محصولی، به سوی استفادهٔ هدفمند و واقعاً مفید از این فناوری. برندهای موفق کسانی خواهند بود که به جای خودنمایی فنی، هوش مصنوعی را نامرئی و در خدمت کاربر قرار میدهند. سرمایهگذاران نیز هوشیارتر شده و به جای داستانهای پرزرقوبرق، به دنبال محصولاتی با پذیرش واقعی میان کاربران عادی خواهند رفت. در پایان باید یادآوری کرد که طراحی تجربهٔ کاربری (UX) همچنان پادشاهی میکند؛ زیرا مردم محصولی را میپسندند که آنها را درک کند، نه محصولی که بخواهد چیزی را بر آنها تحمیل کند. این درسی است که پروژههای کریپتویی هم باید جدی بگیرند.