ابزارهای هوش مصنوعی کمکم دارند آنقدر کارآمد میشوند که دیگر نیازی نیست برای هر سؤال کوچکی سراغ همکارت بروی و «مزاحمش» شوی. اما همین سؤالهای کوچک و گفتگوهای کوتاه، همان چسبی هستند که اعتماد، تعلق و خلاقیت را در تیمها میسازند. کیسی هادتز و اریک اولیو در مقالهای به بررسی این خطر پنهان پرداختهاند: وقتی هوش مصنوعی همهچیز را جواب میدهد، آن تعاملات انسانی که پایههای یک تیم قوی را میریختند، بیصدا حذف میشوند.
این فقط یک بحث تئوری نیست؛ تحقیقات نشان میدهد که نوآوری و حل مسئله اغلب در همین گفتگوهای غیررسمی و «بیهدف» رخ میدهد. وقتی همهچیز به دکمهای تبدیل میشود که پاسخ را فوری میدهد، ریسک این را داریم که تیمها به مجموعهای از افراد منزوی تبدیل شوند که فقط از طریق رابط کاربری با هم ارتباط دارند. اما خبر خوب این است که میشود هم از قدرت هوش مصنوعی استفاده کرد و هم روابط انسانی را حفظ کرد؛ راهکارهایی مثل اختصاص زمان مشخص برای گفتگوهای غیررسمی، تشویق به اشتراکگذاری اشتباهات و تعریف پروژههای مشترک که نیاز به همفکری واقعی دارند، میتوانند تعادل را برقرار کنند.
تحلیل کارشناسی: این روند در بلندمدت میتواند ساختار تیمها را به سمت مدلهای هیبریدی سوق دهد که در آن هوش مصنوعی پاسخهای سریع میدهد، اما تصمیمهای پیچیده همچنان نیازمند جلسات عمیق انسانی خواهد بود. پیشبینی من این است که سازمانهایی که از هماکنون روی طراحی «تعاملات عمدی» سرمایهگذاری کنند، در آینده مزیت رقابتی خواهند داشت. غفلت از این موضوع، حتی با وجود تمام پیشرفتهای تکنولوژیک، میتواند به کاهش نوآوری و افزایش نرخ ترک کار در تیمها منجر شود.